تبليغاتX
(Management Course) رشته مدیریت - یک کارمند چقدر کار می کند ؟؟؟
             تا حالا در مورد اینکه کارمندان چقدر کار می کنند چیزی شنیده اید یا اینکه خوانده اید؟ معمولا نقل قول های مختلفی که از ۱۵ دقیقه در روز شروع می شود و تا ۴۵ دقیقه در روز و در خوشبینانه ترین حالت که نهایتاْ تا ۳ ساعت در روز هم گاه ادامه دارد منتشر شده است. واقعاً یک کارمند در ۸ ساعت کار روزانه خود در یک روز ( مجموعاً ۴۴ ساعت کاری در طول یک هفته یا ۱۹۶ ساعت کاری در یک ماه) چقدر کار انجام می دهد؟

             خود من پیش از اینکه توی یک اداره دولتی استخدام بشوم هر موقع از این حرفا می شنیدم باور کردنش برام خیلی سخت نبود . تازه اگه تو چند روز قبل هم سر و کارم با یک اداره دولتی اوفتاده بود که دیگه ردخورد نداشت که از ته قلب به این حرف اعتقاد پیدا کنم. بله یک کارمند تو روز به طور میانگین ۴۵ دقیقه بیشتر کار نمی کند!!!!!!!!

              ولی وقتی که خودم هم یه کارمند شدم و به عنوان فردی که هم رشته تحصیلی اش و هم بخشی از کارش مربوط به مطالعه سازمان و ادارات می باشد باید عرض کنم که کارمند های ادارات ما (روی صحبت من با ادارات دولتی می باشد و گرنه ادارات خصوصی قضیه شان کاملا فرق می کند) بخش اعظم وقتشان به کار می گذرد، اما کاری که در اکثر مواقع دوباره کاری یا در تضاد با کار همکار بغل دستیشان یا واحد مجاورشان در همان اداره یا سازمان دولتی دیگر می باشد. در واقع به دلیل اینکه در ادارت و سازمانهای دولتی سیستم و نظام متحد و منسجمی وجود ندارد همه گرفتار یک چرخه ای هستند که مداوم دور خود می چرخند و پول و بودجه این کشور و بیت المال را هدر می دهند و خروجی ای را بوجود می آورند که به جرئت می توان ادعا کرد که به راحتی با یک سوم این نفرات و هزینه می توان بدان دست یافت.
 
               مثالی برایتان بزنم من به عنوان کارشناس تشکیلات در دفتر منابع انسانی شرکتمان مشغول به کار هستم، در  همین شرکت یه واحد دیگه ای وجود دارد به نام امور کار کنان و رفاه که یه کارمند داره که  پست سازمانی اش  کارشناس کارگزینی است. به جرئت می تونم عرض کنم که ۳۰ درصد کارهای ایشان و من مشترک بوده و بدون اطلاع به همدیگر (منظور واحدهای همدیگر) انجام می شود. یعنی ایشان کاری انجام می دهد که من هم همان کار را باید انجام بدهم حال چه تهیه گزارش باشد، چه تهیه آمار و ارقام و خیلی از مسائل دیگه. تازه همش هم سعی می کنیم که کارهایمان را از هم مخفی کنیم و به دلیل رقابت مدیرانمان یا بهتر بگویم واحد هایمان به یک دیگر اطلاعاتی ندهیم. تازه خیلی از وقتها کار ایشان به من واگذار می شود و کار من به ایشان که انجام آن برای هر دوی ما به دلیل عدم مسبوق به سابقه بودن سخت است و زمان زیادی را از هر دوی ما تلف می کند. از این موارد بسیار  زیاد است ولی چرا مطلب به این واضحی کسی برای آن کاری نمی کند ؟؟؟؟؟؟؟ در واقع مساله به این سادگی که با تغییر جزئی در ساختار سازمانی  و ادغام این دو واحد قابل حصول است چرا انجام نمی شود؟؟؟؟؟

              کلید معما این جاست که چون اینجا اداره دولتی است و همه برای دولت کار می کنند(عملا رئیس شما خودش هم کارمند دولت است و تازه منافعش به کم کاری، بی کاری یا کار تکراری شما خیلی گره نخورده است که اگر  اینگونه نبود فکری به حال وضع موجود می کرد.) کسی نمی خواهد به وضع موجود خیلی دست بزند و چرا خودش را با یه کارمند( مثلاً وی را مازاد اعلام کند تا اخراج شود یا به جای دیگری منتقل شود) یا یک مدیر یا کل بدنه اداره درگیر کند و تازه هیچ نفع اقتصادی هم برایش نخواهد داشت و بیشتر براش جنگ اعصاب به همراه می آورد. در واقع خیلی ها می فهمند که دارند دوباره کاری می کنند یا یه کار را بدون توجیه انجام می دهند اما می گن بگذار یاین کار انجام بشه تا یه جوان بتونه کار بکنه و یه نفر بیشتر نون بخوره!! در واقع کارکرد ادارات ما بیشتر  تبدیل به تأمین اجتماعی شده تا انجام هدف و مأموریت اصلی خودشان.

          البته فکر اینکه اگه همه چیز خصوصی بشود اونوقت اوضاع خوب می شود فکر باطلی است  ایجاد بخش خصوصی تنها زمانی خوب خواهد بود که رقابت را هم بهمراه داشته باشد و گرنه تسلط یک بخش خصوصی انحصاری، بزرگترین بلایی است که امکان دارد سر یک ملت بیاید.    
 
 
        امیدوارم مطلبی که نوشتم بتونه روشنگر و مفید باشه اومیدوارم نظراتتون را داشته باشم. ممنون
نوشته شده توسط حمید در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 16:37 | لینک ثابت |
 
business articles